خرید بک لینک
آدم های دوستداشتنی چگونه دوستداشتنی شدند ؟ آدم های زیبا و دوست‌ داشتنی، به صورت تصادفی به وجود نمی‌‌آیندزیباترین و دوست ‌داشتنی ‌ترین انسانهایی که می‌شناسیم،آنهایی هستند که با شکست آشنا شده‌اند،آنهایی که رنج را تجربه کرده‌اند،آنهایی که از دست دادن را تجربه کرده‌اند،آنهایی که پس از این رویدادهای دشوار دوباره مسیر خود را به سمت زندگی پیدا کرده‌اند،این افراد، زندگی را به شکل متفاوتی می‌فهمند،آن را به شکل متفاوتی تحسین می‌کنندو نیز به شکل متفاوتی حس می‌کنندبه همین دلیل ،آرامترند و دوست داشتن و مادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آروین عابدی تاريخ: چهارشنبه 14 مرداد 1405 ساعت: 14:45

هيچ وقت عدس پلو را بخاطر گشنگی نخوريد امروز ظهر ناهار عدس پلو داشتيم ، نه اينکه بد مزه باشد ، من دوست ندارم ... ناهار نخوردم ، يک تکه خربزه با دست گاز زدم و رفتم سر ِ درسم ، بقيه هم ناهارشان را خوردند رفتند پي ِ کارشان ... خيلي اتفاق خاصي نيفتاد ! نه بقيه تب کردند که من ناهار نخورده ام نه من از گشنگي مُردم ...حالا من اگر عدس پلو را به زور مي خوردم برنج و عدس و آب و روغن را که حرام مي کردم هيچ ، هر قاشقي هم که پايين مي دادم عذاب مي کشيدم ... اگر از تنهايي رنج مي بَريد خواهشا به عدس پلو قانع نادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آروین عابدی تاريخ: چهارشنبه 14 مرداد 1405 ساعت: 14:45

آدم های دوستداشتنی چگونه دوستداشتنی شدند ؟ آدم های زیبا و دوست داشتنی، به صورت تصادفی به وجود نمیآیندزیباترین و دوست داشتنی ترین انسانهایی که میشناسیم،آنهایی هستند که با شکست آشنا شدهاند،آنهایی که رنج را تجربه کردهاند،آنهایی که از دست دادن را تجربه کردهاند،آنهایی که پس از این رویدادهای دشوار دوباره مسیر خود را به سمت زندگی پیدا کردهاند،این افراد، زندگی را به شکل متفاوتی میفهمند،آن را به شکل متفاوتی تحسین میکنندو نیز به شکل متفاوتی حس میکنندبه همین دلیل ،آرامترند و دوست داشتن و محبت به دغدغهشان تبدیل میشود.#وین_دایر تاريخ چهارشنبه یکم دی ۱۳۹۵سـاعت 11:48 نويسنده پیوس♦♥ ادامه مطلب

برچسب: آدم,های,دوستداشتنی,چگونه,دوستداشتنی,شدند, نویسنده: آروین عابدی تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 11:28

هيچ وقت عدس پلو را بخاطر گشنگی نخوريد امروز ظهر ناهار عدس پلو داشتيم ،نه اينکه بد مزه باشد ، من دوست ندارم ...ناهار نخوردم ، يک تکه خربزه با دست گاز زدم و رفتم سر ِ درسم ، بقيه هم ناهارشان را خوردند رفتند پي ِ کارشان ...خيلي اتفاق خاصي نيفتاد !نه بقيه تب کردند که من ناهار نخورده ام نه من از گشنگي مُردم ...حالا من اگر عدس پلو را به زور مي خوردم برنج و عدس و آب و روغن را که حرام مي کردم هيچ ، هر قاشقي هم که پايين مي دادم عذاب مي کشيدم ...اگر از تنهايي رنج مي بَريد خواهشا به عدس پلو قانع نشويد ، برويد بگرديد غذاي مورد علاقه تان را پيدا کنيد ، مثلا زرشک پلو با مرغ ...اين که از سر تنهايي وارد يک رادامه مطلب

برچسب: هيچ,وقت,عدس,پلو,بخاطر,گشنگی,نخوريد, نویسنده: آروین عابدی تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 11:28


رضا(خسرو شکیبایی):حاضرم رسما، در محضر محترم و رسمی این دادگاه و هرجایی که لازم شد، از همسرم معذرت بخوام و از ایشون بخوام منو با بزرگواری به خاطر تمام اشتباهاتم که اعتراف می کنم باعث شده به سبزی زندگی مشترکمون صدمه وارد بکنه ببخشه و سبزی زندگی مون رو که با ارزش ترین چیز بعد از خداوند مهربون هست به من برگردونه و با من حرف بزنه که حرف، منشا چشمه ی زلال محبت زن و مرده... خواهش می کنم با من حرف بزن عاطفه...


خانه ی سبز / بیژن بیرنگ_مسعود رسام


برچسب: باهام حرف بزن,باهام حرف بزن من عاشق حرفاتم,باهام حرف بزن خدا,باهام حرف بزن امیر مولایی,میخواد باهات حرف بزنه,دانلود اهنگ باهام حرف بزن,خدایا باهام حرف بزن,خدايا باهام حرف بزن,میخوام باهات حرف بزنم مهستی,میخوام باهات حرف بزنم, نویسنده: آروین عابدی تاريخ: سه شنبه 11 آبان 1395 ساعت: 6:59

ﮐﯽ ﻣﯿﮕﻪ ﻧﺴﻞ 40، 50، 60، ﻧﺴﻞ ﺳﻮﺧﺘﻪﺍﺱ؟؟ﻣﺎ ﻛﻪ ﺗﻮ ﺧﻮﻧﻪﻫﺎﻯ ﺑﺰﺭﮒ ﺑﺎ ﺣﻴﺎﻁ ﻭ ﺑﺎﻏﭽﻪ ﻭ ﻃﺎﻗﭽﻪ ﺯﻧﺪﮔﻰ ﻛﺮﺩیم...ﺧﻮﺍﺑﻴﺪﻥ ﺗﻮﻯ ﭘﺸﻪ ﺑﻨﺪ وﺁﺏ ﺗﻨﻰ ﺗﻮﻯ ﺣﻮﺽ ﺩﺍﺷﺘﻴﻢ...ﻛﻴﻚ ﺗﻮﻟﺪﺍﻣﻮﻥ ﺧﻴﻠﻰ ﺑﺰﺭﮒ ﺑﻮﺩ...ﻫﺮ ﻛﻰ ﻛﺎﺩﻭ ﻣﻴﺪﺍﺩ ﺍﺯ ﺻﻤﻴﻢ ﻗﻠﺒﺶ ﺑﻮﺩ وﻛﺴﻰ ﻭﺍﺳﻪ ﻛﺎﺩﻭ ﺩﺍﺩﻥ، ﻣﺎ ﺭﻭ ﻗﻴﻤﺖ ﮔﺬﺍﺭﻯ ﻧﻤﻴﻜﺮﺩ...ﺣﺘﯽ ﺧﻮﻧﻪ ﻧﻮﻩی ﺧﺎﻟﻪ ﻋﻤﻪی ﺑﺎﺑﺎﻣﻮﻥ ﻫﻢ ﻣﯿﺮﻓﺘﯿﻢ ﻣﻴﺪﻳﺪﻳﻢ،ﻧﻪ ﺣﺎﻻ ﻛﻪ ﺧﻮﺍﻫﺮ ﺑﺮﺍﺩﺭا ﻫﻢ ﺑﻪ ﺯﻭﺭ ﻫﻤﻮ ﻣﻴﺒﻴﻨﻦ...ﻋﻴﺪ ﻭﺍﺳﻤﻮﻥ ﺷﻮﺭ ﻭ ﻫﻴﺠﺎﻥ ﺩﺍﺷﺖ...ﻋﻴﺪﻯ ﻣﻴﮕﺮﻓﺘﻴﻢ...ﻛﻢ ﻳﺎ ﺯﻳﺎادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آروین عابدی تاريخ: چهارشنبه 5 آبان 1395 ساعت: 4:42

هرچندسال دیگرهم بگذرد من تغییرنخواهم کرد..

فقط چروکی دیگربه صورتم اضافه خواهدشد..

نه چشمانم درشت ترمیشود ونه لبخندم زیباتر.. من همین دخترک مانده درکودکیم خواهم ماند..

شاید پشت این رنگهای صورتیو شادم چادری سیاه به سردارم و پشت لبخندهای کودکانه ام بغض هایی رابه دوش میکشم..

من بزرگتر نخواهم شد مگر دل ازاین پیرترهم میشود؟؟

من فقط روزی لبخندبرلب درون لباس های شادم خواهم مرد..

من همین کودک عصا به دست خواهم ماند..

برچسب: نویسنده: آروین عابدی تاريخ: يکشنبه 25 مهر 1395 ساعت: 6:44

خيلى دلم ميخواهد
زمان بگذرد
طولانى شود رابطه مان
ريشه بدوانى در خاك فرسوده دلم
تنه درخت رابطه مان قطور شود
آنقدر كه هيچ تبر بى مهرى آنرا قطع نكند
انقدر قطور شود،كه رگه هاى ساليانى كه پشت سر گذاشتيم؛ در عمق وجودش ثبت شود
و در اخر من بمانمو تو
و تبرى بزرگوار كه در آخر عمرمان قطع ميكند تنه را
و داستانمان الوار الوار،ورق ورق،مبل به مبل
در دهان نسل هاى بعدى ميچرخد
بياو طولانى بشو

برچسب: بیا بیشتر با خدا باش, نویسنده: آروین عابدی تاريخ: جمعه 16 مهر 1395 ساعت: 14:19

تا بحال شده در یک ایستگاهِ شلوغِ اتوبوس ایستاده باشی، توی ضل آفتاب با گلویی خشک و بی حوصله و اخم کرده؟ بعد اتوبوس بیاید و درست جلوی پاهای تو بایستد.آنقدر ذوق کنی که حتی نپرسی مقصدش کجاست. بعد هم دو ایستگاه بالاتر عصبی و متنفر از هر چه اتوبوس است، پیاده شوی و صبر کنی که بعدی بیاید و تو را به مقصدت برساند؟شده که بعدی هم برسد و تمام آدم های منتظر چهارتا پا درآورند و بریزند سرش و تو جا بمانی؟شده آیا؟عشق به همین اتوبوس می ماند.دلش برای خستگی و تنهایی ات می سوزد، انتخابت می کند و تو هنوز به هیچ جای مشخصی نرسیده، می خواهی که پیاده شوی.گاهی هیچ مقصدی در کار نیست ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آروین عابدی تاريخ: شنبه 10 مهر 1395 ساعت: 10:21

ما با دست خالي بر اين قدرت فوق العاده شيطاني، كه همه قدرتها دنبال او بودند، غلبه كرديم .

امام خميني(ره)

برچسب: نویسنده: آروین عابدی تاريخ: سه شنبه 23 شهريور 1395 ساعت: 5:47

وقتی کسی که دوستش داری، کسی که در زندگیات نقشی داشته ، میرود، میمیرد و دیگر نیست ،همه چیز دگرگون می شود .چه بخواهی و چه نخواهی. آن چه به جا میماند کتابها هستند و نامه ها و عکس ها. یادها و اندوهی چاره ناپذیر. و گاهی هم در گوشهای، خیابانی، کسی را اشتباهی به جای او میگیری و به دنبالش میدوی!

#یودیت_هرمان / الیس
مترجم: #محمود_حسینیزاد

برچسب: کسانی که دوستشان داریم,کسانی که دوستشان دارم, نویسنده: آروین عابدی تاريخ: سه شنبه 23 شهريور 1395 ساعت: 5:47

زنان زیبا !زنان زیبا شبیه پرنسس های دیزنی لند و باربی نیستند .. شبیه واقعیتن ..شبیه زنی که گاهی دست های خیسش را با دامنش پاک می کند، واشک هایش را با سر آستین ش ..نه چشمان آبی دارند .. نه ناخن هایشان همیشه لاک زده .. نگران پاک شدن رژ لب هایشان هم نیستند ..زنان زیبا ، زنانی هستند که خود را باور دارند و می دانند که اگر تصمیم بگیرند قادر به انجام هر کاری هستند، در توانایی و عزم یک زن که مسیرش را بدون تسلیم شدن در برابر موانع طی می کند، شکوه و زیبایی وجود دارد.. در زنی که اعتماد بنفسش از تجربه ها نشأت می گیرد، و می داند که می تواند به زمین بخورد، خود را بلند کند و ادامادامه مطلب

برچسب: زنان زیبا شبیه پرنسس های,زنان زیبا شبیه باربی نیستند,زنان زیبا شبیه,زنان زيبا شبيه, نویسنده: آروین عابدی تاريخ: سه شنبه 23 شهريور 1395 ساعت: 5:47

راه رفتن خوب است. همیشه خوب بوده است. همیشه به درد می خورد. وقتی که فقیری و کرایه ی تاکسی گران تمام می شود. وقتی که ثروتمندی و چربی های بدنت با راه رفتن آب می شود. اگر بخواهی فکرکنی می توانی راه بروی. اگر هم بخواهی از فکر خالی بشوی بازهم باید راه بروی. برای احساس کردن زندگی در شلوغی خیابان ها باید راه بروی و برای از یاد بردن آزار و بی مهری مردم بازهم باید راه بروی. وقتی جوانی. وقتی پیری. وقتی هنوزبچه ای. هر توقف یعنی یک چیزخوشمزه. وبرای توقف بعدی باید راه رفت.

برچسب: رفتن همیشه راه رسیدن نبوده است, نویسنده: آروین عابدی تاريخ: سه شنبه 23 شهريور 1395 ساعت: 5:47

وقتی صحبت از مرز می شود، فاصله ها، چه آنقدر دور! چه تا می شود نزدیک، توفیری ندارند. نمی شود دید مگر به آن فکر کرد. نمی شود دید مگر در ذهن ترسیمش کرد. مرزی که بین خوشحالی وُ اندوه است، مرزی که میان من تا اوست. نمی شود دید مگر در ذهن به آن پرداخت. به آن حجم بخشید. به آن رنگ داد. بر آن نامی گذاشت. در ما، که چه این ما که می گویم منِ تنها باشد، چه من با تو، چه من و یک نسل؛ در ما اندوهی ست به حجمی نامعلوم. به رنگی ناشناخته. به نامی پنهان. که مرزش را تاخوشحالی نمی شود دید مگر ترسیمش کرد. مگر در ذهن به آن پرداخت. ادامه مطلب

برچسب: مرز های ایران,مرز های افغانستان,مرزهای بیکران فضا,مرز های ایران و عراق,مرز های,مرز های عجیب دنیا,مرز های ایران در زمان هخامنشیان,مرز های عراق,مرز های ایران در طول تاریخ,مرز ها, نویسنده: آروین عابدی تاريخ: سه شنبه 23 شهريور 1395 ساعت: 5:47

آنقدر دوستت دارم
که
خودم هم نمیدانم چقدر دوستت دارم !

هر بار که می پرسی، چقدر ؟
با خودم فکر می کنم ؛

دریا چطور
حساب موجهایش را نگه دارد ؟!
.
پاییز از کجا بداند
هر بار چند برگ از دست میدهد ؟!
.
ابرها چه می دانند
چند قطره باریده اند ؟!

خورشید مگر یادش مانده
چند بار طلوع کرده است ؟!.
و من،
چطور بگویم که،
چقدر دوستت دارم ...

#هستی_دارایی

@thstreetlife_chael

برچسب: نویسنده: آروین عابدی تاريخ: سه شنبه 23 شهريور 1395 ساعت: 5:46

صفحه بندی