وقتی صحبت از
مرز می شود، فاصله ها، چه آنقدر دور! چه تا می شود نزدیک، توفیری ندارند. نمی شود دید مگر به آن فکر کرد. نمی شود دید مگر در ذهن ترسیمش کرد.
مرزی که بین خوشحالی وُ اندوه است، مرزی که میان من تا اوست. نمی شود دید مگر در ذهن به آن پرداخت. به آن حجم بخشید. به آن رنگ داد. بر آن نامی گذاشت.
در ما، که چه این ما که می گویم منِ تنها باشد، چه من با تو، چه من و یک نسل؛ در ما اندوهی ست به حجمی نامعلوم. به رنگی ناشناخته. به نامی پنهان. که مرزش را تا
خوشحالی نمی شود دید مگر ترسیمش کرد.
مگر در ذهن به آن پرداخت.
برچسب: مرز های ایران,مرز های افغانستان,مرزهای بیکران فضا,مرز های ایران و عراق,مرز های,مرز های عجیب دنیا,مرز های ایران در زمان هخامنشیان,مرز های عراق,مرز های ایران در طول تاریخ,مرز ها,
نویسنده: آروین عابدی
تاريخ: سه
شنبه
23 شهريور
1395 ساعت: 5:47